|
صدا بزن مرا آنچنان که آهو جفتش را .. √
|

..

مرا
بگیر در اِحاطه ی بازوانت
تا از آن ِ من شود
تمام ِ امنیت ِ دنیا


..
یکبار دمیدی
و من هزاران بار بازدم شدم
آتش از من زبانه می کشد
نفس تو اسیر کدام جرفه جاودانم شده؟

چـه کسـی
کشـف خـواهـد کـرد
راز سیبهـایـی را
کـه هـرگـز
از درخـت نـیفتادند!؟
دلم ،
یک بغل شعر می خواهد
یک مشت آغوش آبی آستانت ...
باران ببارد ،
لبخند بزنی !
نفس بکشم ،
زیر ِ چتر ِ تو !

با آخرین نفس
بوی غریب پرسش فردا را
درخانه ریخت
آنگاه بیدرنگ
مادر بزرگ من
درجامه ای به رنگ سرانجام
پیچیده شد
بوی کبود مرگ
مارا احاطه کرد
مادربزرگ من
با گیسوان نقره ای بی فروغ خویش
سطح کبود وسر بی تابوت سرد را
پوشانده بود
ما چند لحظه ای
در کوچه های سرد سرانجام خویشتن
در ترس و اضطراب
فرو ماندیم
چندان عمیق که گفتی
دنیا
تا لحظه ای دگر
تعطیل میشود
اما دریغ
ای کاش"عاقبت"
یک جاده بود
یک جاده بلند که هر روز
ما عابران گیج و مقصر
از روی احتیاج در او گام میزدیم
*
اورا چنان که گفت
با یک کفن به خاک سپردیم
اما وقتی که امدیم به خانه
حرص و ولع
روی شعور برگ و درخت ارمیده بود
و حس ظالمانه ی تقسیم
جان میگرفت
در لحظه های اخر اندوه
اشیا هر کدام
یک برگ از وصیت او شد
کم کم
مادربزرگ و مرگ فراوش میشوند
نفسم به شماره می افتد
وقتی به کوه سینه ی تو صعود می کنم
وه چه هوای تازه ای دارد
بازدم ِ تو!
سر به هوایت می شوم ..
شعر هایم را
شبیه کوه می نویسم
که به رسم نقاشی های کودکانه
از میانشان
طلوع کنی

آرزوهای باریک من
ستبری بازوهای تو
بیا کمر نازک آرزوهایم را میان ستبری بازوانت بگیر...
برایم آب هلو و پاستیل و ژله بستنی بیاور تا خوب شوم
تو
برایم آب هلو و
پاستیل و
ژله بستنی بیاور تا خوب شوم !
یک
دو
سه
دست هایم را باز می کنم،
از مثبت بی نهایت
تا منفی بی نهایت،
برای در آغوش گرفتنت
باز هم چند عدد کم می آورم !
تو،
برایِ من
من ،
برایِ تو
ومعادله تکمیل است ...
+عاشقانه ها
خانه را با عطر موهاي تو خوشبو مي كنم
عطر گل هاي بهاري تو را بو مي كنم
اي نگاهت، عمق درد قلب ويران گشته ام
من نگاهم را به چشمان تو همسو مي كنم
با حرير مهربا ني هاي قلب ساده ات
خانه سرد دلم را ،آب و جارو مي كنم
هر زمان كز نا مرادي هاي عالم خسته ام
با صفاي قلب تو،تجديد نيرو مي كنم
تا كه بر گلبرگ قلبت،مي نويسم شعر خود
من همه آهن فروشان را ،غزلگو مي كنم ..!!
تا كه نجواي قشنگت ،ورد دنياي من است
من همه جادوگران را ،سحر وجادو مي كنم ..!!
اي همه رمز وجودم در صداي قلب تو
با صداي قلب عاشق پرورت ،خو مي كنم ..
بنويس
'من'
بخوان
' تو'
ببين
" ما "